حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
29
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
از جمله كسانى كه در ميان قريش به كار تجارت اشتغال داشتند زنى بود از اعقاب عبد العزّى بن قصىّ بن كلاب بنام خديجه كه مال و حشمتى فراوان داشت . اين زن محمّد امين را در تاريخى كه بسنّ بيست و پنج رسيده بود با يكى از غلامان خود بسفرى تجارتى بشام مأمور نمود و محمّد ( ص ) اين سفر را بدرستى و خوشى تمام بانجام رساند و غلام در مراجعت آنچه از امانت و كرامات ديگر از محمّد امين ديده بود براى خديجه نقل نمود و خديجه طالب همسرى با حضرت شد . حضرت هم آن زن را كه قريب چهل سال داشت بزوجيت گرفت و تا خديجه زنده بود زنى ديگر اختيار ننمود . اين ازدواج و حشمت و ثروت خديجه مقام ظاهرى حضرت را در پيش چشم قريش بيش از پيش جليل و محترم كرد . مبعث پيغمبر اسلام حضرت رسول از حدود سال چهلم از سنين خود گوشهنشينى اختيار نمود و غالبا بكوه كوچكى كه در نزديكى مكّه بود يعنى جبل حراء بعبادت ميرفت . در يكى از اين ايام خلوت زمانى كه خديجه نيز همراه او بود آوازى شنيد كه او را بقرائت دعوت مىكند « 1 » و ميگويد كه تو فرستاده و مبعوث خدا بر خلقى و من جبرائيل واسط ما بين او و تو هستم . حضرت كيفيت حال را بخديجه گفت و خديجه برسالت همسر خود ايمان آورد . به اين ترتيب خديجه اول كسى است كه دعوت حضرت را پذيرفته و قبول اسلام كرده است . ابتداى بعثت حضرت مقارن سال چهل و يكم از سنين او و سال بيستم از سلطنت خسرو پرويز بود . دعوت قريش باسلام پس از مبعوث شدن برسالت حضرت با خديجه از جبل حراء بمكّه آمد و ابتدا در نهان بدعوت قريش پرداخت ليكن در عرض سه سال بيش از هشت تن قبول اسلام نكردند و از ايشان بعد از خديجه اول كس علىّ بن ابى طالب پسر عمّ حضرت بود كه به علت كثرت اولاد ابو طالب حضرت او را پيش خود نگاه ميداشت و سنّ على بن ابى طالب را در موقع پذيرفتن اسلام از نه تا سيزده نوشتهاند
--> ( 1 ) - اول سورهاى كه بر حضرت نازل شده سورهء : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » است